October 22, 2019
بهترین فیلم های فلسفی

معرفی 4 تا از بهترین فیلم های فلسفی تاریخ

پربازدیدترین مطالب سایت

تصادفی

مطالب جدید فلسفه

کسانی که با دنیای فلسفه عجین اند، نباید برای صرف زمان خود حتماً مشغول خواندن کتاب‌های فلسفی شوند، بل گاه مطالعه‌ی یک رمان فلسفی یا تماشای یک فیلم فلسفی می‌تواند به طور ملموس‌تر و انضمامی‌تر، موجب شود که پایه‌های یک دکترین فلسفی در زندگی روزمره دیده شود. مطالعه‌ی رمان تهوع سارتر، در برخی مواقع خاص، بسیار دلنشین‌تر از مطالعه‌ی کتاب هستی و نیستی اوست، و این در حالی است که هر دوی این کتاب‌ها در حال گفتن یک سری مطلب مشابه هستند. منظور – ام از مواقع خاص، مواقعی است که به هر علتی نمی‌توان دقت و توجه و تمرکز را روی مطالعه‌ی کتاب سنگین هستی و نیستی گذاشت و در عوض اوضاع بیرونی و درونی به‌گونه‌ای است که مطالعه‌ی یک رمان بیش‌تر باب طبع است. همین قضیه برای فیلم های فلسفی هم صادق است.

ممکن است در برخی مواقع مطالعه‌ی کتاب فلان فیلسوف باب طبع نباشد و در آن ساعات آدم بخواهد مقداری میوه، کمی آجیل و چیپس و چند لیوان آبمیوه کنار دست‌اش بگذارد و در تاریکی بنشیند و غرق تماشای یک فیلم شود، اما نه هر فیلمی؛ بل فیلمی که بتواند مقداری ذهن‌اش را تحریک کرده و او را وادار به اندیشیدن کند، حالا نه در حدِ مطالعه‌ی یک کتاب – ولی بتواند برای ذره‌ای هم که شده این کار را انجام دهد. خوشبختانه در دنیای سینما چند فیلم هستند که توانایی این کار را دارند. من در ادامه به برخی از این فیلم‌ها به‌عنوان فیلم های فلسفی خواهم پرداخت. شاید بتوان فهرستی بلندبالا از فیلم های فلسفی تهیه کرد، اما من در اینجا صرفاً قصد معرفی 4 فیلم را به عنوان فیلم های فلسفی دارم.

بهترین فیلم های فلسفی

آن‌چه که در ادامه می‌آید، به ترتیب بهتری یا بدتری نیست، بل شماره‌گذاری این فیلم‌ها کاملاً تصادفی است:

1- کونان بربر | 1982 [Conan the Barbarian]

بهترین فیلم های فلسفی

فیلم کونان بربر، فیلمی ست به کارگردانی جان میلیوس که بر پایه‌ی رمانی از رابرت هاوارد در سال 1982 ساخته شده، هرچند که گویی در سال 2011 هم یک نسخه‌ی دیگر از این رمان ساخته شده است.

در فیلم سال 1982، نقش اصلی فیلم را آرنولد شوارتزنگر ایفا می‌کند. کلیت فیلم در مورد کودکی است که پدر و مادر-اش را از دست می‌دهد و در طی بزرگ‌شدن‌اش درصدد قدرت‌مندساختن خود جهت انتقام‌گیری برمی‌آید.

فیلم کونان بربر به‌عنوان یکی از بهترین فیلم های فلسفی نشان‌گر آن است که نویسنده و کارگردان به نیچه و اندیشه‌های او علاقه داشته‌اند، چراکه اولاً از همان ابتدا فیلم با یکی از مشهورترین گزین‌گویه‌های نیچه آغاز می‌شود: «آنچه نکشد-ام، قوی‌ترم می‌تواند ساخت» و ثانیاً برخی از عناصر اندیشه‌ی نیچه در این فیلم قابل‌دیدن هستند.

Conan the Barbarian

عنصر “Ressentiment” که عمدتاً در فارسی آن را با «کین‌توزی» می‌شناسند [ن.ک به نیچه، تبارشناسی اخلاق، برگردان داریوش آشوری، تهران، نشر آگه، 1377] و همچنین اخلاق بردگان و سروران از عناصر فلسفه‌ی نیچه اند که در فیلم کونان بربر وجود دارند.

نیچه در تبارشناسی اخلاق می‌گوید ابتدا اخلاق، اخلاق برده – ارباب بوده و سپس به اخلاق خیر و شر تبدیل شده. بردگان از بردگی خوش‌شان نمی‌آمده و به دنبال آن بوده‌اند که از بردگی رهایی یابند، اما توانایی آن را نداشته‌اند، از این رو رفته‌رفته گفته‌اند اصلاً ویژگی‌های اخلاق سروران ویژگی‌هایی خوب نیستند. یعنی مثلاً خوب است که انسان اخلاق غیرخودخواهانه داشته باشد، خوب است که انسان ترحم کند، خوب است که مهربان باشد، خوب است که به دیگران زور نگوید و موارد این قبیل. به سخن خود نیچه:

هنگامی که فروافکندگان و پای‌مال‌شدنگان و زورشنیدگان از دل مکر انتقام‌جوی ناتوانی یکدیگر را به اندرز دل می‌دهند که «بیایید مانند شریران نباشیم! خوب باشیم! و خوب یعنی کسی که زور نمی‌گوید و آزاری به کسی نمی‌رساند و به کسی نمی‌تازد و در پی تلافی نیست و انتقام را به خدا واگذار می‌کند؛ کسی مثل ما سر –به – تو که به‌دنبال شر نمی‌گردد و از زندگی چندان انتظاری ندارد؛ مانند ما اهل صبر و فروتن و عادل». اگر به این سخن با خونسردی و بی‌طرفانه گوش فرادهیم، به‌راستی چیزی بیش از این نمی‌گوید که: «چه کنیم که ما بی‌زوران بی‌زور ایم و همان بهتر که دست به کاری نزنیم، چراکه زورمان نمی‌رسد». [تبارشناسی اخلاق، ص 55].

 انسان در اخلاق این فرودستان رفته‌رفته به انسانی گله‌ای مبدل می‌شود و این‌ها همه بعدها خود را در مسیحیت نشان می‌دهند، مسیحیتی که نیچه بسیار از آن بیزار بود. در اخلاق نیچه، انسان والا که از اخلاق والایان یا سروران پیروی می‌کند، به درون خویش گوش می‌سپارد و به نبرد با دیگران و با خود می‌پردازد. او بر دیگران سخت می‌گیرد و بر خود نیز. در اخلاق سروران:

پست می‌شمارند اهلِ ترس و لرز را و مردمِ کوچک را و سودجویانِ تنگ‌نظر را! همچنین بدگمانانِ کوته‌نظر و به خاک‌افتندگان و آدمیانِ سگانی را که می‌گذارند با ایشان بدرفتاری شود، و نیز چاپلوسانِ گداصفت را و بالاتر از همه دروغ‌گویان را (نیچه، فراسوی نیک و بد، برگردان داریوش آشوری، تهران، نشر خوارزمی، گزین‌گویه 260).

سخن اگر دراز نکنم، باید بگویم که در فیلم کونان بربر ابتدا با مرگ پدر و مادر کونان و مردم منطقه‌ی او آغاز می‌شود. Thulsa Doom و ارتش او هستند که موجب کشته‌شدن والدین کونان و مردم آن منطقه می‌شوند. پس از این ماجرا، کونان، که کودک است، به عنوان برده فروخته می‌شود. در دوران بردگی از خود رشادت‌ها نشان می‌دهد و به این ترتیب به یک استاد نبرد فروخته می‌شود و استاد کاری می‌کند که کونان به یک گلادیاتور قدرتمند تبدیل شود. او کین‌توزی نمی‌کند و دربند اوهام نمی‌رود بل مستقیم به نبرد با Doom می‌رود و نیروی‌اش را بر Doom چیره می‌سازد و از اخلاق درونی خود پیروی می‌کند.

Conan the Barbarian

کونان نیرومند است و می‌دانید که نیچه هم نیرو و قدرت را دوست داشت. کونان در بند قوانین و قواعد موجود نمی‌ماند و از قوانین خود پیروی می‌کند و این‌ها همه مواردی اند که نیچه در جای‌جای آثار – اش بر روی آن‌ها تأکید داشته. در باب ارتباط این فیلم با فلسفه‌ی نیچه می‌توان سخن‌ها گفت ولی تا همین‌جا هم بحث بسیار طولانی شد. امیدوار ام در آینده فرصتی باشد تا بتوانم بیش‌تر در باب ارتباط این فیلم و فلسفه‌ی نیچه بگویم.

در زیر می‌توانید چند دقیقه از فیلم زیبای کونان بربر ساخته‌ی 1982 را ببینید:

2- پرتقال کوکی | 1971 [A Clockwork Orange]

بهترین فیلم های فلسفی

این فیلم را استنلی کوبریک، کارگردان شهیر، از روی رمانی با همین نام از آنتونی برجس ساخته. فیلم پرتقال کوکی واکنشی ست به برخی عقاید جبرگرایانه و همچنین رفتارگرایانه‌ی بی‌.اف‌.اسکینر. بی‌.ای‌.اسکینر البته فیلسوف نبود بلکه یک روانشناس بود که عقاید فلسفی هم داشت. در عقاید اسکینر، جبر یکی از عناصر اصلی است. از نگاه او هرآن‌چه که اتفاق می‌افتد، می‌بایست اتفاق می‌افتاد چراکه عللی خاص موجب بروز آن اتفاق بوده‌اند و این اتفاق تحت تأثیر آن علل بوده که رخ داده است.

از این نگاه، او بیان می‌کرد که چرا این علل و شرایط را کنترل نمی‌کنید تا بتوانید انسان‌ها را هم کنترل کنید؟ او معتقد بود که می‌تواند با دادن پاداش برای برخی کارها و ارائه‌ی تنبیه برای برخی کارهای دیگر کاری کند که انسان «مطلوب» حاصل شود.

A Clockwork Orange

فیلم پرتقال کوکی نشان‌دهنده‌ی یک فرد شرور است، فردی که دیگران را آزار می‌دهد و اگر از او علل رفتارهای‌اش را بپرسی، اگر از او انگیزه‌های‌اش را جویا شوی، شاید نتواند به تو پاسخ دهد. مدتی از اذیت و آزارهای‌اش می‌گذرد که او را دستگیر می‌کنند و تصمیم بر آن می‌شود که از طریق پیاده‌کردن روشی با نام لودویکو بر روی او، صحت و سقم عقاید اسکینر را بررسی کنند. روش لودویکو شامل دارو دادن به سوژه جهت مریض‌کردن او، بستن او روی صندلی و بازگذاشتن چشمان‌اش برای دیدن تصاویر خشونت‌آمیز از نمایشگر است. جالب آن که در تصاویر خشونت‌واری که به او نمایش می‌دهند، برخی از عناصر موردعلاقه‌اش از جمله سمفونی نهم بتهوون را هم می‌گنجانند. او ابتدا هیجان‌زده می‌شود اما پس از مدتی احساس ناخوشایندی به او دست می‌دهد و از همین رو می‌خواهد که از این کار دست کشد، اما اجازه‌ی رفتن به او را نمی‌دهند.

بهترین فیلم های فلسفیبهترین فیلم های فلسفی

پس از تمام‌شدن آزمایش، وزیر در یک نمایش نشان می‌دهد که سوژه درمان شده و پس از آن سوژه از زندان آزاد می‌شود. پس از آزادشدن‌اش، بارها توسط افراد مختلف مورد آزار واقع می‌شود اما هر بار که می‌خواهد واکنش نشان دهد، هر بار که می‌خواهد خشونت ورزد، بیمار می‌شود و نمی‌تواند این کار را انجام دهد، چرا که کاملاً تحت تأثیر روش لودویکو است.

ادامه‌ی فیلم را لو نمی‌دهم، اما در کل باید به این نکته اشاره کنم که در این فیلم نشان داده می‌‎شود که شاید بتوان طرح اسکینر را عملی کرد اما این امر نمی‌تواند نیات سوژه را تغییر دهد بل او را از عمل‌کردن بازمی‌دارد؛ بنابراین اراده‌ی آزاد را نفی نمی‌کند.

دیدن فیلم پرتقال کوکی با کارگردانی استنلی کوبریک را پیشنهاد می‌کنم. در زیر می‌توانید چند دقیقه‌ای از این فیلم را ببینید:

3- دوازده مرد خشمگین | 1957

12 angry men

این فیلم ساخته‌ی سیدنی لومت، و قطعاً یکی از بهترین فیلم های فلسفی تاریخ است. در این فیلم، که ساخته‌ی سال 1957 است، دوازده مرد خشمگین، از جایگاه‌های مختلف جامعه، دور یک میز در هیئت منصفه گردآمده‌اند تا حکم به گناه‌کار یا بی‌گناه بودن یک متهم جوان در ارتباط با قتلی که با چاقو صورت گرفته دهند. در ابتدا همه‌ی داورها جز داور شماره‌ی 8 باور دارند که متهم گناه‌کار است، اما نکته‌ی جالبی که در ارتباط با این فیلم وجود دارد این است که هر یک از این افراد هنگامی که دلیل می‌آورند و درصدد اثبات سخن و حکم خود هستند، کاملاً تحت تأثیر عوامل دیگر خصوصاً جایگاه اجتماعی‌شان اند و این موردی است که داور شماره‌ی 8 درصدد آن است که به سایر داورها گوشزد کند.

نکته‌ی جالب‌تر از گوشزد‌کردن داور شماره‌ی 8، طریقه‌ی گوشزدکردن او است. او همچون سقراط، که خود را مامای اذهان می‌دانست، درصدد است که با مطرح‌کردن پرسش‌ها و نشان‌دادن جهل داورها به خود آن‌ها بگوید که داوری‌های‌شان در مورد گناه‌کار بودن متهم کاملاً بی‌بنیان اند و این همان کاری است که سقراط در رسالات اولیه‌ی افلاطون انجام می‌دهد.

12 angry men

منظور- ام از رسالات اولیه رسالاتی از افلاطون است که عمدتاً بی‌نتیجه اند و بسیاری از شارحان افلاطون باورشان این است که سقراطِ موجود در این رسالات در واقع خود سقراط تاریخی است، سقراطی که صرفاً سوال می‌کرده و از طریق این سوالات می‌خواسته جهل مخاطبین به برخی اعتقادات‌شان را نشان‌شان دهد.

فیلم 12 مرد خشمگین از شاهکارهای سیدنی لومت است. این فیلم جز آن که فلسفی است و می‌تواند به عنوان یکی از بهترین فیلم های فلسفی در هر فهرستی از فیلم های فلسفی قرار گیرد، از چند نکته‌ی خاص و منحصربه‌فرد دیگر هم برخوردار است که کم‌تر فیلمی است که این نکات را در خود داشته باشد. مثلاً آن که کل فیلم صرفاً نشان‌گر یک لوکیشن است یا مثلاً آن که فیلم کاملاً فاقد بازیگر زن است. نکته‌ی جالب دیگر در ارتباط با این فیلم این است که هیچ‌یک از 12 داوری که در این فیلم دور میز نشسته‌اند، در حال حاضر زنده نیستند.

در زیر می‌توانید دقایقی از این فیلم را مشاهده کنید:

4- فیلم قاره هفتم میشاییل هانکه | 1989

فیلم قاره هفتم میشاییل هانکه

فیلم قاره‌ی هفتم یکی از بهترین فیلم های فلسفی تاریخ است و به‌واقع بهترین فیلمی ست که تا کنون دیده‌ام. هانکه در این فیلم، که البته نخستین فیلم بلند-اش هم بوده، به طرزی استادانه پوچی زندگی در جهان امروزی را به نمایش گذاشته. در این فیلم از عناصر اگزیستانسیالیستی بسیاری هم استفاده شده. فی‌المثل عنصر تکرار در زندگی روزمره یکی از اصلی‌ترین عناصر فیلم است. دو بخش از بخش‌های سه‌گانه‌ی فیلم به مانند هم آغاز می‌گردند و چند تا از صحنه‌هاشان هم بسیار مانند هم است: از تخت‌برخاستن، دستشویی‌رفتن، صبحانه‌خوردن، ماشین را از پارکینگ بیرون‌آوردن، سرکار رفتن، بازگشتن، رابطه‌ی‌جنسی‌‎داشتن و سایر کارهای روزمره – مواردی که قبلاً آلبر کامو، آن هنگام که در حال استدلال‌کردن از برای تأیید پوچی زیستن بود، به آن‌ها اشاره کرده بود:

گاه پیش می‌آید که صورت ظاهر در هم می‌ریزد. ازخواب‌برخاستن، تراموای، چهارساعت کار در اداره یا کارخانه، ناهار، تراموای، چهارساعت کار، شام، خواب و دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنجشنبه جمعه و شنبه، با همین روند ادامه دارد. این راه در بیش‌تر مواقع، به آسانی دنبال می‌شود تا این که روزی «چرا» سربرمی‌دارد و ماجرا در خستگی‌ای که نشان از شگفتی دارد آغاز می‌شود. کامو، اسطوره سیزیف، برگردان مهستی بحرینی، تهران، نشر نیلوفر، 1393، صص 25-26.

نقد فیلم قاره هفتم میشاییل هانکه

عنصر مرگ هم نقشی اساسی در فیلم دارد و اصلاً نقطه‌ی عطف فیلم است، و همان‌جایی ست که به‌یک‌باره پس از اتفاق‌افتادن مرگ برای سواران خودرو در جاده و تماشای این صحنه توسطِ زنِ خانواده، بخش سوم آغاز می‌گردد و خانواده را برای تدارک‌دیدن خودکشی می‌بینیم. برای دانستن بیش‌تر در مورد فیلم قاره هفتم می‌توانید روی لینک کلیک کنید: نگاهی به فیلم قاره هفتم.

ضمناً ویدئوی کوتاه زیر، بخش‌هایی از قسمت‌هایی پایانی فیلم را نشان می‌دهد، قسمت‌هایی که خانواده در حال از بین بردن دارایی‎‌های‌شان قبل از خودکشی دسته‌جمعی هستند:

پیشین «
پسین »
آرش شمسی

از نیک و بدِ زمانه بگسل پیوند

3 نظر

  1. Avatar

    سلام، پیرو مطالب ارزنده شما،
    فیلم room 2015 هم که داستان محبوس شدن یک دختر در اتاقکی است و کودکی که در اتاق به دنیا آورده و هرگز از آن خارج نشده است و تنها پل ارتباطی او با دنیای خارج خاطرات مادر و تلویزیون است که یادآور تمثیل غار افلاطون است …
    دیدن این فیلم به دوستان توصیه می شود.
    با سپاس بیکران از شما

  2. Avatar

    با تشکر از مطلب خوبتون
    فیلم اقای هیچکس هم پیشنهاد میشود
    با تشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نیازی به ثبت ایمیل نیست. لطفاً دیدگاه‌تان را بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نیازی به ثبت ایمیل نیست. لطفاً دیدگاه‌تان را بنویسید.

نقاشی

پربازدیدترین مطالب سایت