بهترین موسیقی های کلاسیک

بهترین موسیقی های کلاسیک | 16 تا از بهترین کلاسیک‌هایی که شنیده‌ام

پربازدیدترین مطالب سایت

تصادفی

مطالب جدید فلسفه

شوپنهاور در کتاب سترگ‌اش، جهان همچون اراده و تصور، صفحات پرشماری را به هنر اختصاص داده و بسیار آن را ستوده‌است. از میان هنرهای بسیاری که شوپنهاور نام می‌برد و در باب‌شان بحث می‌کند، موسیقی اما جایگاهی ویژه دارد. بحث شوپنهاور در باب موسیقی را بسیاری از هنرمندان پس از او، چه کسانی که اهل آهنگسازی بودند و چه کسانی که نبودند، بسیار پسندیدند و از آن لذت بردند. سرآمد تمامی آهنگسازانی که از بحث شوپنهاور در باب موسیقی لذت بردند ریچارد واگنر بود. نیچه نیز در بحث‌های‌اش بسیار به هنر اهمیت می‌داد و او هم موسیقی را بسیار می‌پسندید، چه آن که اصلاً خود آهنگساز هم بود و چندین آهنگ نوشته بود. سارتر هم در کتاب تهوع، البته شاید، موسیقی جَز را درمان تهوع روکانتن معرفی کرد و بسیار بدان اهمیت داد. نمی‌خواهم بحث فلسفی در مورد موسیقی راه اندازم، صرفاً می‌خواهم بهترین موسیقی‌های کلاسیکی که تا کنون شنیده‌ام را معرفی کنم، یا بهتر است بگویم “برخی” از بهترین موسیقی های کلاسیک – چراکه تمامی آن‌ها را نمی‌توان در نوشتاری کوتاه معرفی کرد.

16- Sarabande از فردریش هندل

Sarabande شاهکاری از گئورگ فردریش هندل است. هر زمان که گوش‌اش کنم بی‌خود می‌شوم و این دقیقاً همان چیزی است که از گوش‌دادن به موسیقی می‌خواهم! 

15- Piano Concerto No.2 in C Minor از سرگئی راخمانینوف

موسیقی کلاسیک برای بسیاری از کسانی که چندان با آن آشنا نیستند، برابر است با آرامش. البته که بسیاری از آثار موسیقی کلاسیک غربی آرام اند و آرامش‌بخش، اما کم نیستند موسیقی‌هایی هم که نه‌تنها اثری از آرامش در آن‌ها نیست بل بسیار هم شور دارند و انرژی به وضوح در آن‌ها نمایان است. Piano Concerto No.2 in C Minor, Op. 18 اثر سرگئی راخمانینوف اما وضعیتی خاص دارد. این اثر، یا بهتر است بگویم این شاهکار، در دل خود آرامشی ژرف دارد لیکن درعین‌حال شور و انرژی را هم در پس پشت آرامش‌اش می‌توان حس کرد. گوش‌دادن به آن می‌تواند برای نیم‌ساعت هم که شده، شنونده را از هیاهوی جهان فارغ کند.

کنسرتوی پیانوی شماره2، مشهورترین اثر راخمانینوف، آهنگساز شهیر روسی، است که در نخستین سال قرن بیستم برای اولین بار اجرا شده.

اجرای نیم‌ساعته‌ی این اثر عالی را می‌توانید در زیر بشنوید:

14- سمفونی شماره 5 از لودویگ‌فن‌بتهوون

سمفونی‌های نه‌گانه‌ی بتهوون همه زیبا هستند، همه عالی اند و دشوار بتوان از میان آن‌ها یکی را برگزید؛ اما من درصدد آن نیستم که از لحاظ تکنیکی و فنی به معرفی بهترین موسیقی های کلاسیک بپردازم، بل صرفاً موسیقی‌هایی که در چند سال اخیر بسیار شنیده‌ام‌شان و در لحظات فراوانی در کنار-ام بوده‌اند و بر دل‌ام نشسته‌اند را معرفی می‌کنم.

سمفونی شماره‌ی 5، که گویا مربوط به دهه‌ی نخست قرن نوزدهم است، بسیاری از احساسات را، حتی متناقض‌ها را، در خود دارد. سمفونی شماره 5 را می‌توان مشهورترینِ سمفونی‌های بتهوون دانست، سمفونی‌ای که در طی تاریخ در مکان‌ها و زمان‌های مختلفی توسط میلیون‌ها نفر شنیده شده و به احتمال بسیار تا بشر وجود دارد و توانایی موسیقی‌گوش‌دادن در او هست، شنیده خواهد شد.

اجرای سمفونی شماره 5 بتهوون را، در 4 موومان، و به طور کامل، می‌توانید از طریق ویدئوی زیر بشنوید و البته ببینید:

13- Eine kleine Nachtmusik از ولفگانگ آمادئوس موتسارت

موتسارت چندصد اثر دارد و همه‌شان عالی اند، اما از میان آن‌ها چند تا هستند که در چند سال اخیر در لحظات بسیاری کنار-ام بوده‌اند و خاطر بسیاری از لحظاتی که این آثار در حال پخش بوده‌اند در ذهن‌ام مانده. Eine kleine Nachtmusik یکی از آن‌هاست. این اثر جزو مشهورترین آثار موتسارت است و توسط بسیاری از عامه‌ی مردم در چند قرن گذشته شنیده شده. Eine kleine Nachtmusik مربوط به دهه‌های پایانی قرن هجدهم است و کم‌تر فهرستی از بهترین موسیقی های کلاسیک تاریخ گردآورده می‌شود که نامی از این شاهکار موتسارت در آن نباشد.

این اثر صرفاً با سازهای زهی اجرا می‌شود. اجرای Eine kleine Nachtmusik از موتسارت را می‌توانید از طریق ویدئوی زیر بشنوید و ببینید:

12- Cello Suite No. 1 in G Major BWV1007 از یوهان سباستین باخ

خوش‌صداترین ساز کلاسیک از نگاه نگارنده‌ی این سطور، ویولن‌سل است- سازی که نوای‌اش آن‌قدر از نگاه‌ام زیباست که حتی اگر 24 ساعت متوالی تک‌نوازی آن را گوش دهم هیچ خسته نمی‌شوم، سهل است جانی تازه می‌گیرم. تک‌نوازی‌های ویولن‌سن همواره زیبا هستند، اما زیبایی این تک‌نوازی دوچندان است اگر نت آن را یکی از بهترین آهنگسازهای تاریخ نوشته باشد. شش Suite تک‌نوازی ویولن‌سل از باخ به جا مانده‌اند که گفته می‌شود مربوط به اواخر دهه‌ی دوم قرن هجدهم اند.

Suite شماره‌یک آن‌ها در جی ماجور را، البته نسخه‌ی کامل آن را، با اجرای Mischa Maisky می‌توانید در زیر ببینید و بشنوید. در دنیای پر تنش ما، که تنش‌اش خصوصاً در کشور ما بیش از بسیاری از مناطق جهان است، می‌بایست این شاهکار را پخش کرد و در تاریکی نشست و لیوانی قهوه نوشید و فارغ شد از این جهان:

11- چنین گفت زرتشت از ریچارد اشتراوس

در میان فلاسفه‌ی آلمانی، بسیار دشوار بتوان فیلسوفی با نگارش قوی و سلیس و جذاب پیدا کرد. اکثر قریب‌به‌اتفاق فلاسفه‌ی آلمانی بد، یا در بهترین حالت دشوار، می‌نوشتند. کانت و هگل و هایدگر از این لحاظ سرآمد هستند. کانت که بد می‌نوشت و بد نوشتن‌اش موجب دشواری شده بود، هگل و هایدگر هم که به عمد بسیار دشوار می‌نوشتند. اما از میان آن‌ها دو فیلسوف بزرگ دیگر بودند که نثری عالی داشتند: یکی شوپنهاور و دیگری نیچه. اتفاقاً هر دوی این فلاسفه، هم در میان اهل ادبیاتِ پس از خود بسیار محبوب شدند [که قطعاً یکی از علل این محبوبیت نثر زیبای آن دو بود] و البته آهنگسازان بسیاری هم آن‌ها را، یا بهتر است بگویم نوشته‌های‌شان را، پسندیدند. چنین گفت زرتشت، اثر ادبی نیچه، در اواخر عمر نیچه و پس از مرگ او بسیار مشهور شد و بسیاری از هنرمندان، چه نویسندگان و نقاشان، و چه آهنگسازان، این اثر را تحسین کردند.

قطعه‌ی چنین گفت زرتشت در اواخر عمر نیچه، یعنی در سال 1896، زمانی که نیچه به جنون رسیده بود از اطراف خود آگاهی نداشت، توسط ریچارد اشتراوس ساخته شد. این قطعه بسیار زیباست و به بهترین شکل از سازهای زهی، کوبه‌ای و بادی در آن استفاده شده‌است.

به‌گمان‌ام اثری از غم و آرامش در قطعه نیست، بل شور و قدرت و ذوق در آن سرشار است، عناصری که به درجه‌ی بالا در کتاب خود نیچه هم یافت می‌شوند. اجرای کامل قطعه‌ی چنین گفت زرتشت اثر ریچارد اشتراوس را- به عنوان یکی از بهترین موسیقی های کلاسیک تاریخ غرب – می‌توانید در زیر ببینید و بشنوید:

10- سمفونی شماره 40 اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت

تاکنون، متأسفانه، تمامی شاهکارهای موتسارت را گوش نداده‌ام، اما هرآن‌چه که تا کنون از او شنیده‌ام نتوانسته برای‌ام همانند و هم‌سطح سمفونی شماره 40 شود. این اثر یک شاهکار ابدی است. گمان نمی‌کنم در طی دهه‌ها و سده‌های آینده روزی رسد که این اثر از میان بهترین موسیقی های کلاسیک حذف شود. سمفونی شماره‌ی 40 همواره در نزد کلاسیک‌دوستان یکی از بهترین آثارهای کلاسیک خواهد ماند.

این اثر از نخستین آثاری است که در زمینه‌ی موسیقی کلاسیک شنیده‌ام و با آن که سال‌ها آن را گوش کرده‌ام، هیچ از طراوت آن کم نشده‌است. اجرای این شاهکار موتسارت را، به طور کامل، می‌توانید در زیر ببینید و بشنوید:

9-gymnopédie no.1 از اریک ساتی

اریک ساتی gymnopédieها را در سال‌های 1888 و 1895 منتشر کرد. gymnopédie no.1 از نگاه‌ام زیباترینِ آن‌هاست و گزینه‌ای‌ست عالی از برای غرق‌شدن در آرامشی که هماره سخت می‌توان به دست‌اش آورد. این شاهکار قرن نوزدهمی را در زیر بشنوید و برای دقایقی فارغ شوید از هر آن استرسی که زندگی در ماتم‌کده‌ی جهان بر شما تحمیل می‌کند:

8- Die Meistersinger von Nürnberg اثر واگنر

واگنر در دهه‌های میانی قرن نوزدهم از بهترین آهنگسازان جهان بود. چنان‌که احتمالاً می‌دانید او دوستی‌ای عمیق با نیچه داشت، هرچند که بعدها این رابطه از هم گسست. دلایل متعددی از برای گسستن رابطه‌ی این دو عنوان شده، اما گویا واگنر شخصی جاه‌طلب و خودپسند و مغرور بوده و دیگران را صرفاً ابزاری برای رسیدن به مقصودهای خود می‌دیده‌است، و این چیزی است که هیچ وقت نیچه‌ی آن زمان را خوش نمی‌آمد- نیچه‌ای که در واگنر پدر خود را می‌دید.

واگنر بسی از فلسفه‌ی شوپنهاور تأثیر پذیرفته بود و اپرای معروف او، یعنی Die Meistersinger von Nürnberg، که نزدیک به 4 ساعت است، در بسیاری جاها تحت تأثیر اندیشه‌های شوپنهاور است. شخصیت Sachs در اپرای طولانی واگنر، کاملاً شوپنهاوری است و عقاید او را به زبان می‌آورد.

به هر صورت، بخش کوتاهی از این شاهکار تاریخی را می‌توانید در زیر ببینید و بشنوید:

7- Für Elise از ون بتهوون

قطعه‌ای کوتاه اما ماندگار و مشهور در میان کارهای بسیارِ بتهوون وجود دارد که شاید حتی از برخی از سمفونی‌های او نیز شهرت بیش‌تری داشته باشد. Für Elise  یا برای الیزه نام این قطعه است- قطعه‌ای که آن‌قدر زیباست که آن را در طی چند قرن گذشته با سازهای گوناگون نواخته‌اند، هرچند که پیانو بهترین ساز برای نواختن این قطعه است. مشخص نشده که الیزه دقیقاً چه کسی بوده، اما در طی چند سالی که از کشف این آهنگ، پس از مرگ بتهوون، گذشته محققان برای هویت الیزه افراد مختلفی را پیشنهاد کرده‌اند.

این اثر در سال 1867، یعنی 40 سال پس از مرگ بتهوون، توسط Ludwig Nohl کشف شد، هرچند که بعدها، در سال 2010، موسیقی‌دان Luca Chiantore در کتاب خود در مورد بتهوون استدلال کرد که این اثر مال بتهوون نیست و در واقع نسخه‌ای که Ludwig Nohl ادعا دارد نت‌های این آهنگ را از روی آن رونویسی کرده اصلاً هیچ‌زمان وجود نداشته است. چه این ادعا درست باشد چه نه، فور الیزه از ماندگارترین و بهترین موسیقی های کلاسیک تاریخ است و به‌گمان‌ام تا چندین سده‌ی بعد و یا شاید تا همیشه هیچ‌زمان از فهرست بهترین موسیقی های کلاسیک پاک نخواهد شد. این شاهکار را می‌توانید در زیر بشنوید:

6- Waltz of the Flowers از پیوتر ایلیچ چایکوفسکی

معروف‌ترین و به نوعی بهترین اثر چایکوفسکی باله‌ی طولانی او با نام دریاچه‌ی قو است، اما Waltz of the Flowers که قسمتی از باله‌ی طولانی دیگری از چایکوفسکی با نام The Nutcracker است، از نظر من بهترین و زیباترین قطعه‌ی موسیقایی چایکوفسکی است. آرامشی که از این موسیقی می‌گیرم را نمی‌توانم به‌سادگی بیان کنم. چایکوفسکی تلفیقی تاریخی از سازهای زهی و بادی در این اثر به دست داده.

در زیر می‌توانید این شاهکار را ببینید و بشنوید:

5- سونات مهتاب از ون بتهوون

هر یک از آهنگسازهایی که در این نوشتار نامی از آن‌ها برده شد، از بهترین و معروف‌ترین آهنگسازان کلاسیک تاریخ هستند و این که در میان فهرست 16گانه‌ی این نوشتار، 3 تا از موسیقی‌ها از آنِ بتهوون هستند، نشان از آن ندارد که او از تمامی آهنگسازان این نوشتار بهتر است، هرچند که بسیاری اعتقاد دارند بتهوون در کنار موتسارت بهترین آهنگسازان تاریخ هستند.

به هر صورت، سونات مهتاب یا Moonlight Sonata از زیباترین و بهترین موسیقی های کلاسیک غرب است و قطعاً جزو 5 موسیقی کلاسیک زیبایی است که تا کنون شنیده‌ام. این اثر تاریخی غم و عشقی نهفته در خود دارد. گفته می‌شود این موسیقی را بتهوون برای یکی از شاگردان خود ساخته، شاگردی که شاید در جذب مهر و عشق بتهوون موفق بوده‌است.

قطعاً هر زمان که این موسیقی پخش شود، آرامش در فضایی که این موسیقی در آن پخش می‎شود پراکنده می‌گردد، اما – به‌گمان‌ام – غروب روزهای بارانی یا برفی بهترین زمان برای گوش‌سپردن به این شاهکار است.

اجرایی عالی از سونات مهتاب بتهوون را می‌توانید در زیر ببینید و بشنوید:

4- hungarian dance no.4 in f sharp minor از یوهانس برامس

رقص مجار شماره‌ی 4 یکی از موسیقی‌های مجموعه‌ی «رقص‌های مجار» از برامس است و شاهکاری‌ست که بارها و بارها از شنیدن‌اش در مکان‌ها و زمان‌های مختلف سیر نخواهید شد. از میان مجموعه‌ی رقص‌های مجار، شماره‌ی 5 از همه مشهورتر و محبوب‌تر است، اما به‌گمان‌ام شماره‌ی 4 آرامشی در ژرفای آشفتگی‌اش دارد که در شماره‌ی 5 دیده نمی‌تواند شد. رقص‌های مجار شماره‌ی 4 و شماره‌ی 5 را در زیر می‌توانید بشنوید و لذت ببرید.

رقص مجار شماره‌ی 4: 

رقص مجار شماره‌ی 5:

3- serenade اثر فرانتس شوبرت

شوبرت صرفاً 31 سال عمر کرد، اما همین زمان کم کافی بود تا او چند تا از بهترین موسیقی های کلاسیک غرب را بیافریند. از میان تمامی آن‌ها، به نظر من، سرناد بهترین و زیباترین است. سرناد در سال 1828 آفریده شد و در میان تمامی موسیقی‌های کلاسیکی که تا کنون شنیده‌ایم، این اثر قطعاً جزو سه تای برتر است.

اجراهای مختلف و متعددی از سرناد شده که در تمامی آن‌ها پیانو به عنوان زمینه وجود دارد، اما در برخی به همراه پیانو آواز هست، در برخی ویولن، در برخی ساکسوفون و …؛ اما بهترین و زیباترین ساز از نگاه من ویولن‌سل است. اجرای پیانو و ویولن‌سل از سرناد را می‌توانید در زیر ببینید و گوش کنید و لذت ببرید:

2- Adagio in G minor از توماسو آلبیونینی

میان آداجیو در جی مینور آلبونینی و بولرو از راول، که رتبه‌ی نخست فهرست را ازآنِ خود کرده، برای رتبه‌ی دوم مردد بودم، اما دست‌آخر آداجیوی آلبونینی را در رتبه‌ی دوم قرار دادم. آداجیوهای بسیاری توسط آهنگسازان مختلفی ساخته شده، اما به نظر-ام هیچ آداجیویی به‌اندازه‌ی آداجیوی آلبیونینی زیبا و دل‌انگیز و حزن‌آور نیست. البته گفته می‌شود این اثر مربوط به آلبیونینی نیست بلکه بیوگرافی‌نویس او یعنی Remo Giazotto این اثر را در قرن بیستم نوشته.

به هر صورت این اثر ساخته‌ی هر کس که باشد از زیباترین و بهترین موسیقی های کلاسیک تاریخ غرب است. آرامش و حزنی که در این اثر وجود دارد را من تا کنون در هیچ اثر کلاسیک دیگری ندیده‌ام.

در تاریکی بنشینید، به خلسه بروید و اجرای فوق‌العاده‌ زیبای زیر از این شاهکار را ببینید و بشنوید:

1- بولرو از موریس راول

و اما به رتبه‌ی نخست بهترین موسیقی های کلاسیک غرب رسیدیم. در بسیاری از فهرست‌هایی که از بهترین موسیقی های کلاسیک غربی نوشته می‎شود، حتی اثری از بولرو هم نیست چه رسد به آن که این اثر در صدر فهرست باشد، اما بولرو بهترین قطعه‌ی موسیقی‌ای است که تا کنون شنیده‌ام. ممکن است بعدها آثار دیگری بشنوم یا حال و هوایی دیگر در من باشد و بولرو رتبه‌ی نخست خود را از دست بدهد، اما در حال حاضر چندین سال است که موسیقی‌ای زیباتر از بولرو نشنیده‌ام. ترکیب ماهرانه‌ی سازهای بادی و زهی، به همراه ریتم تکراری درام که از صدا و سرعت کم آغاز می‎شود و به صدا و سرعت بالا می‌رسد موجب خلق زیباترین موسیقی کلاسیک شده‌است.

این شاهکار فوق‌العاده در سال 1928 برای نخستین بار اجرا شده، اما پس از آن بارها در کشورهای مختلف مورد اجرا واقع شده. یکی از بهترین اجراهای این اثر ماندگار موسیقی کلاسیک را می‌توانید در زیر ببینید و بشنوید:

پیشین «
پسین »
آرش شمسی

از نیک و بدِ زمانه بگسل پیوند

57 نظر

  1. Avatar

    این بولرو خیلی خوب بود. عالی بود واقعن. حظ بردم

  2. Avatar

    عالی بود ممنون واقعا خیلی زحمت داشت این پست سپاس

  3. Avatar

    ممنون از به اشتراک گذاری این مطالب ارزشمند. لذت بردم.

  4. Avatar

    آثار بسیار زیبا و فاخری انتخاب شده ولی اگه می خواهید نغمه ای از بهشت گوش کنید باید آثار ویوالدی رو حتما گوش کنید

  5. Avatar

    سلام ارش جان
    چرا چند تای اخر دانلود نمیشه….
    سپاس از این کار زیبات

  6. Avatar

    عالی بود. کلا موسیقی کلاسیک همون موسیقیه، همون چیزیه که اندیشمندان بخش پرداختن. خیلی ها رو می بینم که میان فلان سخن از فلان نویسنده رو در ستایش موسیقی میارن، اما منظورشان از موسیقی این چرت و پرت های پاپ امروزیه. بابا فلان نویسنده موسیقی باخ، موتسارت و امثال این ها رو ستایش کرده نه چهار تا بیت تکراری و شعر دوست دارم بیا رفتی متنفرم و … رو

    • آرش شمسی

      درود. ممنونم از نظر مثبت شما.

    • Avatar

      باریکلا دقیقا حرفی که من دارم مرا گفتید…چقدر بدم میاید از این چرت و پرتهای امروزی که… از دیدگاه من برترین سبک موسیقی، همان موسیقی کلاسیک و رمانتیک است که متاسفانه با آمدن این خواننده های بی جا و مسخره و مفت خور و بی پدرومادر و بی سواد(که سواد موسیقی شان ده درصد هم نیست) و بی فرهنگ و به قول معروف قرتی، موسیقی تقریبا به فراموشی سپرده شده. هدف ما برگرداندن همان موسیقی اصیل است(فرقی نمیکند که چه غربی باشد یا غیر غربی) و برکنار کردن این خواننده های بی جا که خودشان نمیفهمند چکار میکنند. خاک بر سر آن کسی که به این بی جا ها گوش می سپارد. ای خاک.

      • Avatar

        شماکه دم از فرهنگ می‌زنید لطفا خودتان هم کمی از آن را در خود داشته باشد و فحاشی نکنید

      • Avatar

        آقای شمسی شما این پیام شما باعث تعجب من شد. باور می‌کنید من مدت طولانی بر این باور بودم قطعه‌ای که از آلبینونی را گذاشتید از بهترین‌هاست یا بهترین است و افراد زیادی حرف من رو قبول نمی‌کردند و امروز خیلی خوش‌حال شدم که دیدم شما هم با بنده هم عقیده‌اید. بسیار ممنونم از پیام خوب شما.
        ذیل یکی از از پست‌های شما درخواستی نوشتم اینجا هم تکرار می‌کنم. اگر ممکن است تعدادی کتاب خوب درباره فلسفه زبان معرفی کنید ممنون می‌شوم. بسیار ممنونم

        • آرش شمسی

          خوشحالم که شما هم نظر مثبتی در مورد این موسیقی شاهکار دارید. در مورد فلسفه زبان پاسخ‌تون رو در جای دیگه دادم. لطفا از طریق فرم تماس با ما در بالای سایت، پیام بدید تا اختصاصی ارسال کنم برای شما.

  7. Avatar

    محشر بودند

  8. Avatar

    سرناد شوبرت از نظر من اوله.لامذهب جادو می‌کنه با آدم.ممنون آقای شمسی

  9. Avatar

    من هنر جوی هنرستان موسیقی هستم.به نظرم موسیقی کلاسیک بالا ترین ارزش را در بین موسیقی های دیگر دارد ولی در این کشور به خاطر نگرفتن دست نوازنده ها،نوازنده ها مجبور می شوند برای سه تا خواننده ی به درد نخور کار بکنن تا بتونن غذا برا شب داشته باشن.به خاطر همین خاطر از الان باید به فکر رفتن یا همون فرار از این کشور باشیم.یا اینکه یه فکری به حال ما بکنن

  10. Avatar

    لطفاً یک بخش برای موسیقی اختصاص بدین

  11. Avatar

    مرسی بابت مطلب

  12. Avatar

    با سلام بابت این انتخاب های عالی
    ولی حیف اثری از شاهکارهایی مثل سمفونی نهم بتهوون و یا اپرای بی نظیر پارسیفال ریچاد واگنر و یا چهار فصل ویوالدی نیست

    • آرش شمسی

      سلام. این موارد صرفاً بخشی از کلاسیک‌های برتر هستند و در ابتدا هم گفتم که در نوشتاری اینترنتی نمی‎توان تمامی آهنگ‌های برتر کلاسیک را ذکر کرد.

  13. Avatar

    سلام واقعا عالی و لذت بخش بود فقط ای کاش لینک دانلود موسیقی هم بود چون کلی دنبال هر کدوم گشتم و در اخر هم نسخه ی کاملی پیدا نکردم!

    • آرش شمسی

      درود. ممنون از لطف شما. توی آپارات می‌شه ویدئوها رو دانلود کرد، چندان حجم زیادی ندارن. من نمی‌دونم آیا نسخه‌ی mp3 این اجرا هست در سطح فضای اینترنت یا خیر، چون این‌ها نسخه‌های کامل اجراها هستن.

  14. Avatar

    عالی فقط جای آثاری مثل نوکتورن شماره ۲۰ شوپن کم بود..

  15. Avatar

    واقعا زیبا، با سپاس فراوان، چقدر فهم و درک شما از موسیقی زیبا و زیبا بود،

  16. Avatar

    “موسیقی مانند کشوری است که روح من در آن پرواز میکند؛ در آنجا همه جا گلهای خوشبو میدهد و هیچ علف هرزی در آن نمیروید. درحالی که کمتر کسی میفهمد در یک قطعه موسیقی(موسیقی قدیم) چه شوری نهفته است.”

    “لودویگ وان بتهوون

  17. Avatar

    چرا آوه ماریا از شوبرت و نذاشتین؟

  18. Avatar

    من خودم سبک کلاسیک کار میکنم اما خوانندگی خانم ها توی کشور ما هیج جایی نداره

  19. Avatar

    با سلام و تشکر بخاطر این مجموعه بسیار زیبا
    تن و جان آدمی، چه آرامش و چه بسیار شادیها از؛ دریای زیبای موسیقی سمفونی وام میگیرد!، و مگر آدمی بجز آرامش و شادی چیز دیگری را جستجو کرده و میکند!؟.
    همه این قطعات، دلنشین و آرام جان هستند.

  20. Avatar

    ممنون از پستی که گذاشتین
    بسی لذت بردیم

  21. Avatar

    نمیدونم از چه کسی شنیدم که اسم این کار سلطان بوده که موریس در زمان خودش به سفارش سلطان ترک ساخته. شاید قطعه دیگه ای بوده. شما اطلاعاتی در این زمینه دارید؟

  22. Avatar

    بعد از سالها برگشتم به فضایی که با آن بزرگ شده بودم و کودک درونم به آن آغشته است، ادبیات و موسیقی کلاسیک
    درود و سپاس بر شما

  23. Avatar

    میخوام شروع به شنیدن موسیقی کلاسیک کنم و این در حالی که تا به حال فقط یه موسیقی کلاسیک گوش دادم و دنبال راهنمایی ها و معرفی ها در نت بودم که با وبلاگت اشنا شدم از دسته بندی موضوعات خیلی خوشم اومد مخصوصا برای من دیدن یک بخش معرفی کتاب بی نهایت شادی اوره ولی در ابتدا دنبال بخش درباره من یا چنین چیزی بودم و یافت می نکردم خوشحال میشم بدونم دادم مطالب چه کسی از چه رشته ای با چنین تفکرات و علایقی که در زمان حالمون خیلی نایاب هستن رو میخونم…فکر کنم قراره از تین به بعد وقت زیادی رو اینجا برای خوندن مطالبی که عاشقشون هستم صرف کنم… 🙂

    • آرش شمسی

      درود. موسیقی کلاسیک دریا یا بهتره بگم اقیانوسیه و قطعاً از گردش در اون لذت خواهید برد. در باب آشنایی شما با سایت هم خیلی خوشحال هستم و امیدوار ام مطالب اندک این وب‌سایت لااقل برخی‌شون بتونن رضایت شما رو جلب کنن.
      برای صفحه‌ی «درباره‌ی ما» هم می‌توانید از بالاترین قسمت سایت استفاده کنید. با آرزوی موفقیت.

  24. Avatar

    سلام وای چقدر “چنین گفت زرتشت ” زیبا بود من این آهنگ رو هزار بار تو کارتونه شنیدم همون قسمتی که یه اتفاق مهم می خواد بیفته البته همیشه اول آهنگ رو شنیدم دستتان درد نکنه چه کار خوبی کردن لطفا بیشتر از موسیقی های کلاسیک برامون بزاریم.
    راستی چند تا قطعه معروف هست که زیاد توی تبلیغات شنیدیم و توی فیلم ولی اسمشو نمی دونیم لطفا آن ها راهم بگذارید باسپاس

  25. Avatar

    ممنونم از این آهنگهای زیبایی مه معرفی کردین
    عالی ان و منجر به حال خوب خیلیا انشاالله میشه
    دمتون گرم

  26. Avatar

    سلام به موسیقی کلاسیک علاقه زیادی دارم و دنبال آن هستم .تا حالا چندتا از موسیقی های معروف تو متن فیلم ها و مستند ها و تبلیغات شنیدم و زیادی شنیدم ولی نمی دونم اسمشان چیست لطفا راهنماییم کنید با سپاس

    • آرش شمسی

      سلام. حتماً تا جایی که اطلاعات‌ام قد بده راهنمایی می‌کنم. فقط شما معرفی کنید این موسیقی‌های معروف رو. نشانه‌ای چیزی که بتونم بشنوم موسیقی‌ها رو.

  27. Avatar

    این درامش منو یاد محرم انداخت

  28. Avatar

    واقعا وقتی این حجم از آرامشی که تو موسیقی کلاسیک نهفته رو کمتر جایی میشه پیدا و بغل کرد…
    در عجبم که چرا بعضی ها موسیقی رو حرام میدونن…
    هیچ جوابی نمیتوانم بهشون بدم و فقط خیره شم به اینکه چطور مغز کوچکی در سرشان قرار گرفته و بخندم…
    واقعا مرسی از سایت خوبتون

  29. Avatar

    بسیار زیبا بود و برخی از اجراها که بهترین اجراهای اون قطعه هستند رو گرد اوری کردید درود برشما

  30. Avatar

    سلام، به نظر من یکی بهترین آهنگ های کلاسیک تاریخ موسیقی توکاتای سباستین باخ هست

  31. Avatar

    سلام
    اقا دمت گرم خیلی خوب بود
    اگر لطف کنی رفته رفته تعدادشو بیشتر کنی خیلی عالی میشه (مثلا هفته ای یدونه اضافه بشه)

پاسخی بگذارید

نیازی به ثبت ایمیل نیست. لطفاً دیدگاه‌تان را بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نیازی به ثبت ایمیل نیست. لطفاً دیدگاه‌تان را بنویسید.

نقاشی

پربازدیدترین مطالب سایت