شرح کتابفلسفه برای نوآموزانمقالات کاربران ویژهکتاب

نگاهی کامل به کتاب شهریار ماکیاولی | نتیجه‌گرایی در بطنِ سیاست

این نوشتار نگاهی دارد به خلاصه کتاب شهریار ماکیاولی – کتابی ماندگار در تاریخ فلسفه‌ی سیاسی.

بخش اول: مقدمه‌ای در بابِ کتاب

الف. در این بخش، سروکارمان با یکی از جنجالی‌ترین کتبِ تاریخ است. کتابی که مؤلف‌اش را سال‌ها در میانِ مردمان، و همچنین برخی اندیشمندان، منفور ساخت. شهریار، نامِ کتابی از نیکولو ماکیاولی، نویسنده و مردِ سیاسیِ دورانِ رنسانس است. کتاب شهریار ماکیاولی کتابی ست که عده‌ای آن را راهنمایی از برایِ دغل‌بازی و تبهکاری در عرصه‌یِ سیاست، عده‌ای آن را اثری شگرف در فلسفه‌یِ سیاسی، و عده‌یِ قلیلی دیگر آن را کتابی برایِ آزادی‌خواهان می‌دانستند و می‌دانند.

    ب. شهریار، تنها کتابِ ماکیاولی در عرصه‌یِ سیاست نیست، بل او کتابِ مهمِ دیگری، و چه‌بسا مهم‌تر، به نامِ گفتارها دارد که لازم می‌نماید پس از مطالعه‌یِ کتابِ شهریار، آن نیز موردِ مطالعه واقع شود. اگر در شهریار در بابِ حکومت‌هایِ پادشاهی بحث شده، در گفتارها در بابِ حکومت‌هایِ جمهوری و همچنین شهروندان بحث شده است. در گفتارها، ماکیاولی خود را به‌صراحت هواخواهِ حکومتِ جمهوری می‌داند، و در آن اثر، که بسی مفصل‌تر از شهریار است، مطالبِ بسیار مفید و جدیدی، جدید از برایِ عصرِ خودِ شهریار، در فلسفه‌یِ سیاسی وجود دارد. لیکن می‌باید به این پرسش پاسخ داد که با وجودِ کتابِ گفتارها، چه حاجتی به کتابِ موجزِ شهریار بود؟ در ادامه دربابِ چگونگیِ زاده شدنِ کتابِ شهریار، به‌اختصار، سخن خواهم راند.

    ج. دورانِ رنسانس، دورانِ انسان بود. دورانی که انسان‌گرایان، خاصه انسان‌گرایانِ ایتالیایی، توجهِ خود را نه به دنیایِ غایب بل به دنیایِ حاضر مبذول داشته بودند. ماکیاولی، به‌مثابه‌یِ اندیشمندِ این دوران، نیز، زاده‌یِ دورانِ خود است. او، به‌منزله‌یِ اندیشمندی واقع‌گرا، سیاست و فلسفه‌یِ سیاسی را دنیوی کرد. او به همگان نشان داد که در حیطه‌یِ سیاست، نمی‌باید و نمی‌شود فضایی برایِ اخلاقِ سنتی به طورِ عام، و اخلاقِ مسیحی به طورِ خاص، باز کرد.

    د. بسا کَسان، آثارِ ماکیاولی را آغازگاهِ فلسفه‌یِ سیاسیِ مدرن می‌دانند. فلسفه‌یِ سیاسی‌ای که از هرگونه تقدس عاری گردیده و دیگر در پیِ آرمان‌شهرها و ناکجاآبادها نیست. آثارِ او، همان‌طور که خود می‌گوید، در پیِ شرحِ چگونگیِ امور است و نه آن‌که چگونه می‌باید باشد.

   ه. ماکیاولی از سالِ 1498 میلادی در دولتِ فلورانس، منصبی مهم در اختیار داشت. او، که به معنیِ واقعیِ کلمه یک وطن‌پرست و دوست‌دارِ خدمت به جمهوری بود، تا سالِ 1512 میلادی در صحنه‌یِ سیاست حضور داشت. اما در همان سال، با به رویِ کار آمدنِ خاندانِ مدیچی، از کار برکنار شد و چند ماهِ بعد به اتهامِ شرکت در توطئه زندانی گردید و موردِ شکنجه واقع شد. پس از رهایی از زندان، ماکیاولی، بیکار و سرگردان، به زندگیِ عادی، و البته دور از صحنه‌یِ سیاست، بازگشت و وقت و همِ خود را مصروفِ خواندن و نوشتن نمود. او از دوری از صحنه‌یِ سیاست در عذاب بود، و سبب همین بود که درصددِ یافتنِ راهی از برایِ بازگشت به صحنه‌یِ سیاسی و بخشیدنِ معنایی به هست‌بودنِ خود برآمد. لیکن برایِ این‌کار، می‌بایست شایستگیِ خود را به حکومتِ وقت نشان می‌داد. از همین‌روی، موقتاً نگارشِ کتابِ گفتارها را، که تازه به نوشتنِ آن همت گمارده بود، به کنار نهاد و نگارشِ کتاب شهریار را آغازید.

    و. شهریار، کتابی که در این بخش با آن سروکار خواهیم داشت، کتابی است اهدایی به شهریارِ وقت، لورنزو مدیچی، تا بلکه او لطفِ خود را به مؤلفِ کتاب مبذول دارد و وی را به منصبی در دستگاهِ سیاسیِ کشور گمارد. ماکیاولی، خود در مقدمه‌یِ کتاب، می‌نویسد که برآن شده تا بهترین هدیه‌ای را که می‌تواند به شهریار تقدیم کند، فراهم آورد و این کتاب را، که حاصلِ اندیشه‌ها و تجربه‌ها و همچنین مطالعاتِ او در تاریخِ مردمان و حکومت‌هایِ گذشته است، به شهریار هدیه دهد. کتاب از بیست‌وشش فصلِ بعضاً بسیار کوتاه تشکیل شده و عموماً در بابِ چگونگیِ حکومتِ سلطنتی یا شهریاری و رفتارهایِ شایسته‌یِ شهریار سخن گفته است.

    ز. ماکیاولی نگریسته‌یِ خوبی به طبیعتِ بشری ندارد و عمومِ اندیشه‌ها و تأملات‌اش را بر پایه‌یِ بدطینتیِ بشر ابراز می‌دارد. او بر این عقیده است که بشر، به‌‌ذات، تنوع‌طلب، قدرنشناس و پلید است، و همین نگاهِ بدبینانه‌یِ ماکیاولی به طبیعتِ بشری است که او را در راهِ استدلال کردن یاری می‌دهد.

    ح. پیش از ورود به مباحثِ اصلیِ کتاب، گمان‌ام بر آن است که اشاره به چند نکته ممکن است مفید واقع شود: در بیش‌ترِ استدلالاتِ ماکیاولی، با مثال‌هایِ تاریخیِ متعددی روبه‌رو ایم و من تنها مثال‌هایی را که ممکن است ضروری به نظر آیند ذکر خواهم کرد. یک مثال و نمونه به کرات تکرار می‌شود و آن مثالِ چزاره بورجا است. چزاره بورجا، فرزندِ نامشروعِ پاپ الکساندرِ ششم بود. او با حمایتِ پدرش به مقامِ فرماندهیِ ارشدِ پاپ در رومانیا، ولایتی در ایتالیا، رسید. ماکیاولی در بیش‌ترِ اندیشه‌هایِ خویش، چزاره بورجا را به مثابه‌یِ نمونه‌ای خاص مثال می‌زند که در این باب در صفحاتِ آتی بیش‌تر خواهم گفت.

    ط. اما دو نکته‌یِ مهمِ دیگر، که ذکرشان بسی لازم می‌نماید، یکی توضیحی کوتاه در بابِ مفهومِ virtù و دیگری Fortuna است. مفهومِ اول، که عموماً در فارسی به فضیلت، لیاقت و قابلیت ترجمه شده، آن معنیِ عامِ فضیلت را ندارد، بل ویرتو، در نظرِ ماکیاولی، برخی توانایی‌ها و قابلیت‌ها است که یک شهریار، و حتی یک ملت، می‌تواند داشته باشد. ویرتو، موفقیت را ضامن نیست اما شکستْ بی آن حتمی است. ویرتو به‌معنایِ تواناییِ انجامِ اعمالی است که انسان را به اهداف به طورِ عام و امنیتِ کشور به طورِ خاص واصل می‌سازد. در این‌جا ماکیاولی را، به‌صراحت، در نقشِ یک نتیجه‌گرا شاهد ایم. در بابِ ویرتو و همچنین شرایطِ آن در ادامه به تفصیل خواهم گفت. اما دیگر مفهومِ مهم، مفهومِ فورتونا، یا بخت و اقبال، است. ماکیاولی بخت و اقبال را در نیمی از زندگیِ انسان‌ها دخیل می‌داند و بر این رأی است که شهریارِ موفق می‌باید خود را با آن سازگار کند. در بابِ این مفهوم نیز، در فصولِ آتی، توضیحاتِ بیش‌تری خواهد آمد.

    ی. خوشبختانه کتابِ شهریار با ترجمه‌هایِ متعدد به فارسی برگردانده شده و من از میانِ آن‌ها از دو ترجمه بهره جسته‌ام. یک ترجمه، که قدیمی‌ترین ترجمه نیز هست، از آقایِ محمود- محمود،[1] و ترجمه‌یِ دیگر، که از متنِ ایتالیایی به عمل آمده، از آقایِ احمد زرکش.[2] تمامیِ نقلِ‌قول‌هایی که آورده خواهند شد، از ترجمه‌یِ آقایِ زرکش می‌باشند و به ترجمه‌یِ آقایِ محمود- محمود نیز ارجاع خواهم داد. یک ترجمه‌یِ خوب انگلیسی نیز در فهمِ مطالبِ کتابِ شهریار به یاری‌ام آمد[3].

بخشِ دوم: دربابِ حکومت‌هایِ شهریاری

«ضربات را باید یک‌جا و یک‌باره وارد کرد تا به خاطرِ دوامِ کوتاه، کم‌تر دردناک باشد و زودتر فراموش شود».

(پیشین، زرکش، ص 84. و محمود، ص 65.) (ibid, p 38.)

الف. فصلِ اولِ کتاب شهریار

  1. همان‌طور که در مقدمه گفته ‌آمد، کتابِ شهریار بیست‌وشش فصل را شامل است. من در این‌جا، طبقِ روالِ سایرِ بخش‌ها، به ترتیبِ خودِ فصل‌ها پیش خواهم رفت. منتهایِ مراتب، کتاب را با اندکی تسامح و کلی‌نگری به سه بخش تقسیم نموده‌ام، و هرکدام از این سه بخش را در یک فصلِ جداگانه موردِ بحث قرار خواهم داد، لیکن از ترتیبِ خودِ کتاب انحراف نخواهم جست.
  2. فصلِ اولِ کتاب شهریار به‌نوعی خلاصه و مقدمه‌یِ ده فصلِ بعدیِ کتاب است. ماکیاولی در این فصلِ یک صفحه‌ای، به‌اختصار، توضیح می‌دهد که حکومت‌ها یا پادشاهی اند یا جمهوری، و حکومت‌هایِ پادشاهی یا موروثی اند یا جدید. پادشاهی‌هایِ جدید نیز یا به حسبِ بخت و اقبال به چنگ آمده‌اند یا به‌ وسیله‌یِ ویرتو یا همان فضیلت. پس در همین فصلِ اول شاهد ایم که ماکیاولی اهمِ مطالبِ خود را به شکلی بسیار موجز ارائه می‌دهد: از مفهومِ بخت‌ و اقبال گرفته تا فضیلت.

این محتوا مختصِ کاربرانِ ویژه است!

برای دسترسی به نسخه‌ی کاملِ این محتوا و سایر محتواهای ویژه، نیاز به تهیه‌ی اشتراک ویژه است. برای تهیه‌ی اشتراک ویژه روی دکمه‌ی «عضویت» در زیر کلیک فرمایید.

آرش شمسی

هست از پسِ پرده گفت‌وگوی من و تو ||| چو پرده برافتد نه تو مانی و نه من

نیازی به ثبت ایمیل نیست. لطفاً دیدگاه‌تان را بنویسید.

guest

نیازی به ثبت ایمیل نیست. لطفاً دیدگاه‌تان را بنویسید.

6 دیدگاه
Inline Feedbacks
مشاهده‌ی تمامی دیدگاه‌ها

پس از مطالعه‌ی این نوشتار، این‌ها را هم بخوانید

جدیدترین دوره‌های آموزشی