شرح کتابفلسفه برای نوآموزانمقالات کاربران ویژهکتاب

مروری بر رساله پروتاگوراس افلاطون | جدل سقراط و پروتاگوراس در خانه‌ی کالیاس

رسالات افلاطون بیش از 2400 سال پیش نگاشته شده‌اند، لیکن هنوز هم اگر کسی برای اولین بار آن‌ها را بخواند هیچ نمی‌تواند نسبت به عمق فلسفی و بالخاصه ادبی آن‌ها دهن‌کجی کند. رسالات افلاطون را به‌جرأت می‌توانم بهترین نمونه‌ی تلفیق ادبیات و فلسفه در  کل تاریخ بدانم. چگونه می‌توان رسالات مهمانی، فایدروس، پروتاگوراس، گرگیاس، آپولوژی یا دفاعیه، جمهوری، فایدون، فیلبوس و یا ته‌ئه‌ته‌توس را خواند و از زیبایی نثر افلاطون لذت نبرد؟ رسالاتی که هر یک از لحاظ عمق استدلالات فلسفی و بحث‌های مربوط به فلسفه هم بسیار غنی اند و هنوز هم موضوعات بسیاری از آن‌ها پس از حدود 2400 سال مورد بحث اند. یکی از بهترینِ این رسالات رساله‌ی پروتاگوراس است. در ادامه مروری کلی بر رساله پروتاگوراس از افلاطون خواهم داشت و به همراه یکدیگر خواهیم دید که مباحث افلاطون در این رسالات کدام اند و اوضاع رساله از چه قرار است.

مقدمه در مورد رساله پروتاگوراس افلاطون

پیش از آن که به بحث وارد شوم لازم می‌دانم نکته‌ای را ذکر کنم و آن این که این رساله را بسیاری از افلاطون‌شناسان در زمره‌ی رسالات اولیه‌ی افلاطون قرار می‌دهند. توضیح آن که عمدتاً رسم بر این بوده و هست که رسالات افلاطون را به چند دسته تقسیم کنند. دسته‌ی نخستِ این رسالات، آن‌ها هستند که به رساله‌های سقراطی شهره اند. در رساله‌های سقراطی یک موضوع از برای بحث مشخص می‌گردد و سقراط وظیفه‌ی فلسفی خود، موسوم به «مامایی ذهن»، را انجام می‌دهد و مخاطب را عیان می‌سازد که هیچ از آن موضوعی که در حال بحث در باب‌اش هستند نمی‌داند و البته خود سقراط هم تعریفی ایجابی به دست نمی‌دهد بل صرفاً به‌واسطه‌ی تناقض‌های اندیشه‌ها و تعاریفی که مخاطب‌اش [/ مخاطبان‌اش] به دست می‌دهد [/می‌دهند] او [/آن‌ها] را نشان می‌دهد که از آن موضوع چیزی نمی‌داند [/نمی‌دانند].

رساله پروتاگوراس افلاطونرساله‌ی پروتاگوراس نیز تا حد بسیاری چنین است، لیکن در چند جا شاهد آن ایم که سقراطی که در رساله وجود دارد بیش‌تر سخن می‌گوید و نسبت به رسالات سقراطی محض حرف‌های بیش‌تری برای گفتن دارد. افزون بر این، نثر رساله بسیار پخته است و همین پخته‌بودن نثر موجب گشته که برخی از افلاطون‌شناسان قدیمی این رساله را در زمره‌ی رسالات اولیه قرار ندهند بل آن را به دوران میانی نسبت دهند.

نکته‌ای دیگر که بایستی به آن اشاره کنم این است که اکثر قریب‌به‌اتفاق رسالات سقراطی در باب یکی از انواع آرته [= arête] بحث می‌کنند. آرته را در فارسی عموماً به فضیلت ترجمه کرده‌اند و اگر بخواهم در باب آن بحث کنم بایستی بسیار سخن بگویم، اما همین را بگویم که آرته در یونان باستان صرفاً در بحث‌های سقراط و افلاطون وجود نداشته بل حتی در فرهنگ آتن هم همین آرته یا فضیلت امری همگانی بوده است. به هر حال سقراطی که در رسالات افلاطون وجود دارد چند جزء برای آرته قائل است از جمله دانش، شجاعت، دین‌داری، عدالت و خویشتن‌داری که البته همه‌ی آن‌ها را سقراط به دانش تقلیل می‌دهد. اما موضوع رساله پروتاگوراس افلاطون هیچ‌یک از این اجزای آرته نیست بلکه خود آرته است. سقراط و پروتاگوراس در باب این بحث می‌کنند که آیا این آرته قابل تعلیم است یا خیر؟

مروری بر رساله پروتاگوراس از افلاطون

1- آغاز بحث

رساله‌ی پروتاگوراس با پرسش یک ناشناس از سقراط در باب آن که از کجا می‌آید آغاز می‌گردد. سقراط در پاسخ به آن ناشناس می‌گوید که از بحث با پروتاگوراس بازمی‌گردد و این‌چنین می‌شود که آن ناشناس از سقراط می‌خواهد که بحث‌های‌اش با پروتاگوراس را برای او بازگو کند.

سقراط بحث را می‌آغازد و توضیح می‌دهد که شخصی با نام هیپوکراتس به او، یعنی سقراط، خبر داده که پروتاگوراس، که آن زمان فیلسوفی شهیر بوده و سقراط نیز نه مردی میانسال بلکه جوان بوده، به آتن آمده و از سقراط خواسته که با هم به دیدن پروتاگوراس بروند. در این اثنا سقراط می‌پرسد به نزد پروتاگوراس به‌مثابه‌ی چه کسی می‌روند؟ چون هیپوکراتس می‌گوید به‌منزله‌ی یک سوفیست، سقراط همچون بسیاری رسالات دیگر از افلاطون باز مخالفت خود با سوفیست‌ها را یادآور می‌شود و آن‌ها را به‌عنوان کسانی به هیپوکراتس معرفی می‌کند که غذای روح، یعنی علم و دانش، را، البته مثلاً، به دیگران عرضه می‌کنند ولی در بند درستی یا نادرستی آن‌چه که عرضه می‌کنند نیستند بل صرفاً می‌خواهند آن را بفروشند و از این راه پولی به جیب بزنند. با این حال، یعنی باوجودی‌که سقراط کنایه‌ی خود به سوفیست‌ها را می‌زند و به هیپوکراتس عقیده‌اش در مورد سوفیست‌ها را می‌گوید، با او به نزد پروتاگوراس، در خانه‌ی کالیاس، یکی از اعیان آتن که البته او هم سوفیست بود، می‌رود – خانه‌ای که جز پروتاگوراس چند سوفیست دیگر هم در آن گردآمده‌اند، و این‌جاست که بحث اصلی رساله آغاز می‌گردد.

2- کشمکش سقراط با پروتاگوراس و بحث او در باب آموختنی‌نبودن آرته‌ی سیاسی

سقراط از همان ابتدا با این نیت که جدل و کشمکش با پروتاگوراس داشته باشد وارد خانه‌ی کالیاس می‌شود و از همین رو آماده است که تا با به‌دست‌آوردن بهانه‌ای کشمکش را با پروتاگوراسِ پیر بیآغازد. او در همان ابتدا می‌گوید این هیپوکراتس که اکنون وارد خانه شده قرار است در این محفل و بعدها اگر در زمره‌ی شاگردان پروتاگوراس درآید از پروتاگوراس، این معلم دوران، چه بیاموزد؟ پاسخ پروتاگوراس این است که او هر روز از روز پیشین بهتر خواهد شد؛ اما پرسش این است که از چه لحاظ بهتر خواهد شد؟ پاسخ پروتاگوراس این است که:

هنری که هیپوکراتس از من خواهد آموخت این است که در زندگی خصوصی خانه‌ی خود را چگونه سامان دهد و در زندگی اجتماعی چگونه از راه گفتار و کردار در اداره‌ی امور کشور سهیم شود. [دوره آثار افلاطون، برگردان م.ح.لطفی، جلد اول، رساله پروتاگوراس، تهران، نشر خوارزمی، 1368، ص 80]

به‌نوعی، سخن پروتاگوراس این است که او توانایی آن را دارد که آرته‌ی سیاسی را به هیپوکراتس بیاموزد؛ اما عقیده‌ی سقراط این است که پروتاگوراس را یارای آموختن این آرته‌ی سیاسی نیست چراکه اصلاً نه آرته‌ی سیاسی و نه به طور کلی آرته قابل آموختن نیست.

این محتوا مختصِ کاربرانِ ویژه است!

برای دسترسی به نسخه‌ی کاملِ این محتوا و سایر محتواهای ویژه، نیاز به تهیه‌ی اشتراک ویژه است. برای تهیه‌ی اشتراک ویژه روی دکمه‌ی «عضویت» در زیر کلیک فرمایید.

آرش شمسی

هست از پسِ پرده گفت‌وگوی من و تو ||| چو پرده برافتد نه تو مانی و نه من

نیازی به ثبت ایمیل نیست. لطفاً دیدگاه‌تان را بنویسید.

guest

نیازی به ثبت ایمیل نیست. لطفاً دیدگاه‌تان را بنویسید.

5 دیدگاه
Inline Feedbacks
مشاهده‌ی تمامی دیدگاه‌ها

پس از مطالعه‌ی این نوشتار، این‌ها را هم بخوانید

جدیدترین دوره‌های آموزشی